![]() |
آينه |
![]() |
| آينه چون نقش تو بنمود راست ......................... خود شکن آينه شکستن خطاست |
|
اين خط ! اين نشان !؟
|
|
سالها رو در روي رؤيا و رايانه زمزمه كردم يغما گلرويي
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه 28 شهریور1385ساعت 23:21 توسط آينه |
|
|
كنايه
|
|
تو فکر میکنی من هم مثلِ بعضی استعارههای آهسته، سيد علي صالحى
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه 27 شهریور1385ساعت 22:44 توسط آينه |
|
|
بی باورم عزيز !
|
|
نوشتم : 5 نصرت رحماني
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 22:44 توسط آينه |
|
|
جاده يعني ...
|
|
جاده گفتي يعني رفتن ؟ منوچهر آتشی
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 21:43 توسط آينه |
|
|
شمع را روشن کن !
|
|
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 18:19 توسط آينه |
|
|
مرد تنها
|
|
ساکت و تنها قيصر امين پور
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 21:10 توسط آينه |
|
|
همه از بودنت... هيچ از داشتنت !
|
|
با دستهايي پر از هيچ هيچ کس چون من من را به داشتن اينچنين نَفَريفت باورت مي شود هيچ؟
مالك هيچ تو ام با غرور می گويم با غروری غم انگيز
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 20:40 توسط آينه |
|
|
دَر ِ گوشی
|
|
میخوامِت ! بذار دَر گوشِت بگم :
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 22:57 توسط آينه |
|
|
...
|
|
يعنی بالاخره میآيد راستی اين جاده تا انتهای جهان سيد علي صالحي
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 22:20 توسط آينه |
|
|
ميوه ممنوع
|
|
با واژه هايي مبتذل
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 5:33 توسط آينه |
|
|
عصيان
|
|
نيمه شب گهواره ها آرام می جنبند فروغ فرخزاد
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه 5 شهریور1385ساعت 9:56 توسط آينه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيك آرشيو |
| درباره وبلاگ |
...من از نهايت شب حرف می زنم ,من از نهايت تاريكي و از نهايت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بيار و يك دريچه که از آن , به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم ... |
| وضعيت در ياهو |
| جستجو در وبلاگ |
|
|
|
|
|
|