![]() |
آينه |
![]() |
| آينه چون نقش تو بنمود راست ......................... خود شکن آينه شکستن خطاست |
|
. . .
|
|
چرخ که امشب كه به كام دل ما خواسته گشتن دامن وصل تو نَتوان به رقيبانِ تو هَشتَن نَتَوان از تو براي دل همسايه گذشتن شمع را بايد از اين خانه بُرون بُردن و كُشتن تا كه همسايه نداند كه تو در خانه مائى
سعدي اين گفت و شد از گفته خود باز پشيمان كه مريض تبِ عشق تو هَدَر گويد و هَذيان
به شَبِ تيره نهفتن نَتَوان ماه درخشان كُشتن شمع چه حاجت بُوَد از بيم رقيبان ؟ پرتو روىِ تو گويد كه تو در خانه مائى
سعدى
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه 21 آذر1385ساعت 1:18 توسط آينه |
|
|
ورق روشن وقت
|
|
از هجوم روشنايی شيشه های در تکان می خورد
|
|
2 نوشته شده در
شنبه 18 آذر1385ساعت 22:54 توسط آينه |
|
|
حرام است عشق !
|
|
زمين منوچهر آتشي
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه 16 آذر1385ساعت 23:27 توسط آينه |
|
|
ما به اندازه هم سهم ز دريا برديم !
|
|
خوش به حال من و دريا و غروب و خورشيد محمد علي بهمني
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه 6 آذر1385ساعت 16:49 توسط آينه |
|
|
هميـشه اسم زني را بهانـه مي كردم ...
|
|
هميـشه اسم زني را بهانـه مى كردم |
|
2 نوشته شده در
جمعه 3 آذر1385ساعت 17:19 توسط آينه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيك آرشيو |
| درباره وبلاگ |
...من از نهايت شب حرف می زنم ,من از نهايت تاريكي و از نهايت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بيار و يك دريچه که از آن , به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم ... |
| وضعيت در ياهو |
| جستجو در وبلاگ |
|
|
|
|
|
|