![]() |
آينه |
![]() |
| آينه چون نقش تو بنمود راست ......................... خود شکن آينه شکستن خطاست |
|
بابائي
|
|
نيستش
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه 26 بهمن1385ساعت 5:22 توسط آينه |
|
|
امان از وسوسه تکرار !
|
|
خوابم نمی برد ای رويای دست نيافتنی ! در اين تضادِ با تو بودن و بي تو ماندن ، تنها آواي آشنايي مرا تسكين مي دهد . نهايتِ اين آلودگي در لذتِ لبخندي گم مي شود و تاريكي آواز سر مي دهد که : آي اي انسانها وقتي در كوچه هاي دلتان آواز قناري مي شنويد ، آيا هرگز انديشيده ايد که تفاوت اين تكرار ها در چيست ؟! آري ... امان از وسوسه تكرار !!! ... و دوباره پژواك آن صدا در روشنايي روز محو مي شود و ديگر چيزي نمي بينم تنها روزنی تاريك در قلبم فرياد می زند که چقدر خواستني هستي اي تكراري ترين !!! ... خوابم مي آيد ...
آينه
|
|
2 نوشته شده در
جمعه 13 بهمن1385ساعت 2:42 توسط آينه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيك آرشيو |
| درباره وبلاگ |
...من از نهايت شب حرف می زنم ,من از نهايت تاريكي و از نهايت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بيار و يك دريچه که از آن , به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم ... |
| وضعيت در ياهو |
| جستجو در وبلاگ |
|
|
|
|
|
|