![]() |
آينه |
![]() |
| آينه چون نقش تو بنمود راست ......................... خود شکن آينه شکستن خطاست |
|
...
|
|
جایی به اسم تو آدم هایی به اسم من و این ضمیر آخر شخص که اینجا انتظار می کشد بدون هیچ فعلی، بدون هیچ حرفی جایی به اسم تو خیابانهایی که به اسم تو نام می گیرند و ایستگاه های خسته این خیابان که همه ی آدمها را دور خودشان می چرخاند آقا، من ایستگاه آخر پیاده میشوم چشمهایم را ایستگاه قبل جا گذاشته ام اینجا ایستگاه آخر جایی به اسم تو دستهای تو دستهایی که خیابان را بغل کرده و چشمهای بسته ی من
کیارش کاویانی ماخذ: نشریه فرهنگی آدم برفی ها
|
|
2 نوشته شده در
جمعه 24 آبان1387ساعت 8:54 توسط آينه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيك آرشيو |
| درباره وبلاگ |
...من از نهايت شب حرف می زنم ,من از نهايت تاريكي و از نهايت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بيار و يك دريچه که از آن , به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم ... |
| وضعيت در ياهو |
| جستجو در وبلاگ |
|
|
|
|
|
|